close
تبلیغات در اینترنت
بیايید نامریی‌ها را دیدنی کنیم!
درخواست عکس هنرمندان خارجی عکس هنرمندان مرد عکس هنرمندان زن
  • عکسهایی از گل شقایق نعمانی ژاپنی

    عکسهایی از گل شقایق نعمانی ژاپنی

  • عکسهای هستی مهدوی در اکران فیلم ماجرای نیمروز - رد خون در ۳۷ اُمین جشنواره فیلم فجر

    عکسهای هستی مهدوی در اکران فیلم ماجرای نیمروز - رد خون در ۳۷ اُمین جشنواره فیلم فجر

  • عکسهای دیبا زاهدی در اکران فیلم تیغ و ترمه در ۳۷ اُمین جشنواره فیلم فجر

    عکسهای دیبا زاهدی در اکران فیلم تیغ و ترمه در ۳۷ اُمین جشنواره فیلم فجر

  • عکسهایی از الهه حصاری در اکران خصوصی فیلم ترانه

    عکسهایی از الهه حصاری در اکران خصوصی فیلم ترانه

  • عکسهایی از زیبا کرمعلی در اکران عمومی فیلم درساژ

    عکسهایی از زیبا کرمعلی در اکران عمومی فیلم درساژ

  • عکسهایی از مریم معصومی در اکران خصوصی فیلم ترانه

    عکسهایی از مریم معصومی در اکران خصوصی فیلم ترانه

  • عکسهایی از ماهور الوند در اکران فیلم درساژ

    عکسهایی از ماهور الوند در اکران فیلم درساژ

  • عکسهایی از پرنده گراندالای آبی

    عکسهایی از پرنده گراندالای آبی

  • عکسها و بیوگرافی سینتا لورا کیل Cinta Laura Kiehl

    عکسها و بیوگرافی سینتا لورا کیل Cinta Laura Kiehl

  • عکس ها و بیوگرافی Pimchanok Luevisadpaibul بازیگر و مدل تایلندی

    عکس ها و بیوگرافی Pimchanok Luevisadpaibul بازیگر و مدل تایلندی

  • عکس ها و بیوگرافی Araya Alberta Hargate آریا آلبرتا هارگیت

    عکس ها و بیوگرافی Araya Alberta Hargate آریا آلبرتا هارگیت

  •  عکسهای ساعد سهیلی و همسرشون گلوریا هاردی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

    عکسهای ساعد سهیلی و همسرشون گلوریا هاردی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

  •  عکسهای هومن سیدی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

    عکسهای هومن سیدی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

  •  عکسهای هدی زین العابدین در اکران خصوصی فیلم پل خواب

    عکسهای هدی زین العابدین در اکران خصوصی فیلم پل خواب

  • عکسهای هستی مهدوی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

    عکسهای هستی مهدوی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت

بیايید نامریی‌ها را دیدنی کنیم!

در آن زمان فقط  یک چشم بر هم نهادن علامت رضا و موافقت بود و یک سر تکان دادن نشانه مخالفت همیشگی محسوب می‌شد. جالب این‌جا بود که خیلی از این "وفاداران به عهد" چندان هم مدعی پایبندی به مسايل مذهبی نبودند، ولی در عین حال وقتی صحبت از "قول شکنی" به میان می‌آمد خونشان به جوش می‌آمد و از جا برمی‌خاستند و وفای به عهد را از هر فریضه‌ای واجب‌تر می‌دانستند.

در آن ایام کلمه‌ای که فرد بر زبان جاری می‌ساخت به معنای صدها سند و امضا و گواهی محضری بود و بر مبنای همان "تک کلمه" خیلی‌ها بدون نیاز به هیچ مدرکی سال‌ها با هم کار می‌کردند و از کار با یکدیگر راضی بودند.

اما اکنون اوضاع خيلي فرق کرده است و دیگر این "قول می‌دهم"های شفاهی و نامریی و نادیدنی و غیر قابل اثبات، تضمینی برای پایبندی پایدار صاحب قول محسوب نمی‌شود و مرام حاشا کردن و زیر قول زدن برای بسیاری از قول‌دهندگان و متعهدشوندگان امری عادی و معمولی شده است.

کمی به اطراف خود دقیق شوید. آدم‌های فوق‌العاده مثبت و معصوم و زود باوری را می‌بینید که مات و مبهوت قصه فریب خوردن خود از آدم ساده و بی‌اهمیتی را تعریف می‌کنند که فقط با چند کلمه ساده موفق شده است، اعتماد و اطمینان آن‌ها را به خود جلب کند و در موقعیت مناسب آن‌ها را به اصطلاح قال بگذارد و برود. جالب‌ترین نکته مشترک همه این فریب خوردگان ساده و معصوم فقط این است که آن‌ها مدرکی دیدنی و قابل ارايه در اختیار ندارند و عمده مدارک و مستندات آن‌ها، نقل قول و شفاهی است.

جمله مشترک همه این فریب‌خوردگان این است: "اصلا باورم نمی‌شد او زیر قولش بزند! و مرا به این روز بیندازد و برود و پشت سرش را هم نگاه نکند!"

کسی از دوستش پولی قرض می‌گیرد، اما وقتی صحبت مدرک دادن و رد و بدل نوشته و شاهد به میان می‌آید، عصبانی و آزرده پول را پس می‌دهد و می‌گوید انتظار نداشته است که این‌گونه با او برخورد شود!! به عبارتی قرض‌گیرنده انتظار دارد که صاحب پول به کلام و گفته شفاهی و نامریی و اثبات‌ناشدنی او اعتماد کند و در عین حال از این‌که همین اعتماد نامریی با کاغذ و شاهد و مدرکی به صورت مریی و دیدنی درآید، آزرده می‌شود.

مدیری به کارمندی قول می‌دهد که اگر از جان مایه بگذارد و چندین ماه به طور شبانه‌روزی کار کند و از استراحت و خانواده‌اش بزند، حتما فکری برای او خواهد کرد. اما وقتی زمان  وفاي به عهد می‌رسد جناب مدیر با قیافه حق به جانبی می‌گوید که توزیع امکانات بر اساس امتیازات است و ... و کارمند مات و مبهوت می‌ماند که چگونه قول و اشاره نامریی چند ماه پیش را مریی و دیدنی کند!!

کدخدای ده قول می‌دهد که اگر امسال هم او را به کدخدایی انتخاب کنند، چهره روستا را دگرگون می‌سازد و تمام مشکلات روستا را حل می‌کند. اما وقتی انتخابات تمام شد و رای آورد و بر مسند قدرت نشست، همه چیز از یادش می‌رود و اگر هم کسی قول‌ها و وعده‌های قبل از انتخابات را به رخش بکشد، می‌خندد و می‌گوید: "تفریح کردیم! ولی اجازه بدهید به امور جدی‌تر و واقعی‌تر (و در واقعی مریی‌تر و دیدنی‌تری) بپردازیم!"

پسری به دختری قول می‌دهد که تا آخر عمر با او خواهد بود و محال است که از او جدا شود. اما وقتی پس از مدتي، با اصرار دختر برای ثبت ازدواج روبه‌رو می‌شود، همه چیز را انكار مي‌كند و می‌رود!

مردی به همسرش قول می‌دهد که وقتی خانه‌ای را بخرد، نیمي از آن را به نام زن می‌کند. اما تا لحظه مرگ آن را به تعویق می‌اندازد و بعد از فوت او، زن با دست خالی با هجوم وارثانی روبه‌رو مي‌شود که او را به یک هشتم زمینی خالی تبعید می‌کنند.

اگر آن‌که به دوست صمیمی یا حتی فامیلش پول می‌داد، هم‌زمان کاغذ و رسید معتبری هم می‌گرفت؛ اگر آن کارمند نوشته‌ای به دست خط خود مدیر می‌ستاند؛ اگر کدخدا قبل از انتخابات کاغذی را امضا می‌کرد که در صورت عدم تعهد به قول‌هایش اهالی حق دارند او را مجازات کنند و اگر دختر پیش شرط هر نوع گفت‌وگویی را ارتباط روشن و شفاف و مستند تعیین می‌کرد و اگر آن مرد از همان ابتدا سه دانگ زمین را به نام زن مي‌كرد، دیگر بسیاری از مشکلات حل می‌شد و بازار سوء‌استفاده از نامریی‌ها این‌قدر رونق نداشت!

خوب به این نکته ظریف فکر کنید: نامریی‌ها خیلی زیبا هستند. یک نگاه عاشقانه آمیخته به لبخند، یک صدای گرم و پرمحبت، یک به روی چشم گفتن معصومانه و ... همه این‌ها دل را می‌لرزاند و اعتماد انسان را جلب می‌کند. اما اگر در کنار همین نامریی‌های دوست داشتنی، یک سند مریی و دیدنی هم به نشان تعهد گذاشته شود، مگر اشکالی دارد. با اضافه شدن یک تعهدنامه دیدنی و مستند، دل انسان آرام می‌گیرد و رشته اطمینان‌ها و اعتمادها به راحتی از هم گسیخته نمی‌شود. پس وقتی به این سادگی می‌توان صداقت و مسوولیت‌پذیری خود را ثابت کرد، چرا باید از آن طفره رفت و از خواستن مدرک آزرده شد!؟

می‌گویند قدیم‌ها که "مرد بود و قولش" وقتی مردی قول می‌داد، از دادن هر نوع سندی برای اثبات قولش واهمه‌ای نداشت. در واقع همین آمادگی او برای سند دادن بود که حرفش را برای خیلی‌ها حجت می‌ساخت و کلامش را محکم‌ترین مدرک و دلیل می‌كرد.

 منبع: سهیلا ثقفی-مجله موفقیت

  • تاریخ ارسال : پنج شنبه 26 / 09 / 1394
  • بازدید : 255 مشاهده
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی