close
تبلیغات در اینترنت
اس ام اس عاشقانه 29 شهریور 94
درخواست عکس هنرمندان خارجی عکس هنرمندان مرد عکس هنرمندان زن
  • عکس ها و بیوگرافی Pimchanok Luevisadpaibul بازیگر و مدل تایلندی

    عکس ها و بیوگرافی Pimchanok Luevisadpaibul بازیگر و مدل تایلندی

  • عکس ها و بیوگرافی Araya Alberta Hargate آریا آلبرتا هارگیت

    عکس ها و بیوگرافی Araya Alberta Hargate آریا آلبرتا هارگیت

  •  عکسهای ساعد سهیلی و همسرشون گلوریا هاردی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

    عکسهای ساعد سهیلی و همسرشون گلوریا هاردی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

  •  عکسهای هومن سیدی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

    عکسهای هومن سیدی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

  •  عکسهای هدی زین العابدین در اکران خصوصی فیلم پل خواب

    عکسهای هدی زین العابدین در اکران خصوصی فیلم پل خواب

  • عکسهای هستی مهدوی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

    عکسهای هستی مهدوی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

  • عکسهای ماهچهره خلیلی در اکران خصوصی فیلم اشنوگل

    عکسهای ماهچهره خلیلی در اکران خصوصی فیلم اشنوگل

  • بیتا بیگی در اکران خصوصی فیلم بیدارشو آرزو در موزه سینما

    بیتا بیگی در اکران خصوصی فیلم بیدارشو آرزو در موزه سینما

  • دیبا زاهدی در اکران خصوصی فیلم بیدارشو آرزو در موزه سینما

    دیبا زاهدی در اکران خصوصی فیلم بیدارشو آرزو در موزه سینما

  • عکسهای نازنین بیاتی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

    عکسهای نازنین بیاتی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

  • عکسهای لیندا کیانی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

    عکسهای لیندا کیانی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

  • عکسهای یکتا ناصر و همسرشون منوچهر هادی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

    عکسهای یکتا ناصر و همسرشون منوچهر هادی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

  • عکسهای خاطره حاتمی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

    عکسهای خاطره حاتمی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

  • عکسهای لیلا اوتادی در اکران فیلم آپاندیس

    عکسهای لیلا اوتادی در اکران فیلم آپاندیس

  • عکسهای پوریا پور سرخ در اکران مردمی فیلم خالتور

    عکسهای پوریا پور سرخ در اکران مردمی فیلم خالتور

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت

اس ام اس عاشقانه 29 شهریور 94

 پلک بر هم نزن
می ترسم
برق نگاهت
شب تیره را روز کند
آفتاب را شرمنده نماید
مرا عاشق تر

........1........

بگذار همه ی زندگی ام گره ی کور بخورد

دستهای “تــــــــــو” که باشد ملالی نیست…

با نگاه “تـــــــــــو”

گره از همه چیز باز میشود

حتی از دل گره خورده من


........2........
زنانه عاشق شو…
مردانه از عشقت محافظت کن…
و کودکانه سالهای سال عشقت را تازه نگهدار
........3........

فکرَش را بکن!!!
چه مرگ ِ قشنگی می تواند باشد!

تو از کوچه مرا صدا بزنی
و من از شدت ِ شوق
در و پنجره را با هم قاطی کنم . ..


........4........
دلم میخواهد یک روزی!
قاشق در دست من باشد و ڪاسه‌ی آش دَر دست تو
نمیدانی چه لذتی دارد، غـذا خوردن دَر دستان تو.
........5........
عشق کلید شهر قلب است
به شرط انکه قفل دلت هرز نباشد
که با هر کلیدی باز شود
........6........
بگذار طلوع کند آفتاب از هر طرف که دلش میخواهد
من روزم را با خاطره ی ” تو ” آغاز می کنم…
تو بارانی!
کسی به باران عادت نمیکند..
هروقت بیاید دوست داشتنی است
........7........
چه
داری
در شکوهِ
بی نظیرِ سربازانه
مشکی پوشِ چشمانت
که بی بند
به اسارت گرفتی ام
........8........
يه روز آروم , يه روز از "عشق" مثل طوفانم انگاري

با "تو" هر روز يه جور خوبم, چقدر خلاقيّت داري

توي دنياي حَد و مرز, بدون مرز دوسِت دارم

بدون با افتخار يه عمر, واست عمرمو ميذارم

چشاتو تا كه مي بينم , چشام بي وقفه ميخندن^__^

نگاه كن چي ازم ساختي , چقدر " چشمات " هنرمندن*__*
........9........
مغرورِ من

عاشق اون "نگاه هاي" يواشكيتم

كه تظاهر ميكنم حواسم پرته تا

" تو " هرچه قدر ميخواي نگاهم كني...

خب ديگه!!! دوسِت دارم ^__^
........10........
  سنجاق های سر در رقابت یک به یک زیبا ترند
خوشبحال آنکه قفلش بوسه زد بر موی سرت
........11........
شعر و شاعری را بی خیال …
این بار که به دنیا آمدم …
گره ی روسری ات می شوم
من هی …
و به هر بهانه ای
خودم را وا می کنم از سرت
و تو محکمتر از قبل …
گره ام میزنی پیش خودت
........12........
ایمان بیاوری یا نه
باز ،
می خواهمت
پیامبری شده ام
که رسالتم
هیچ نیست
جزخواستن تو
........13........

بازوی دوس پسر خود را گاز بگیرید…

کبود شود

تا دختران دیگر

نشانه ی حاکم بُزرگ را ببینند و متفرق شوند

^_^


........14........
دفترم خوشبـــو شده است
از بس ؛
نامِ زیبـای " تــو " در آن می رقصد . . .
راستی !
تو به اسمَت هم عطر می زدی ؟؟
........15........
دو دسته از مردان هستند که هیچ گاه به زندگی حقیقی باز نمی گردند.
مردانی که به جنگ رفته اند ؛ و مردانی که طعم عشق را چشیده اند….!
........16........
همـــــه از چیـــــزهـــــای محـــــال حـــــرف مـــــےزننـــــد
از لیســـــت بلنـــــد بآلـــــایِ چیـــــزهـــــایِ غیـــــر ممکـــــن

محــــــــــالِ مـــــن ؟؟؟؟


ڪاش فقـــــط تـــــو یـــــک محــــــــــال را داشتـــــم ُ
اتمـــــــام ِ همـــــه محـــــال هـــــا ....
........17........
بی ” تو ”
” من ”
ثانیه ، تا ثانیه را
پیر شدم…
........18........
همین ڪه در خاطـرم فکر میکنم!
گاهی بیاد منی!
بَرای هفت پشتم کافیست
اگر نه!!
ما را چه به آرزوهای بزرگ.
........19........
زیباست از تو نوشتن از تو گفتن !
وقتی ماه حسـود بر لب پنجره
هرشب مرا نگاه میکند و من !
بی اعتنا به تو فکر میکنم .
........20........
دوستان نالند از تک بیت گفتن های ما...

عذر تقصیر است اما...یار ما تک بیت بود
........21........
من از قبل "باخته" بودم

"مچ انداختن"

بهانه ای بود؛
برای گرفتن دوباره ی "دست تو"
........22........
باید ازعـشق بسازَم غزلى قابل تو
غزلى ناب و صمیمانه به وزن دل تو !
دلى از جنس بهاراست ڪه تقدیم تو باد !
سبزباشی ودلت خانه پاییزمباد .
........23........
یڪ نفر امد قرارم را گرفت !
برگ و بار و شاخسارم را گرفت؛
چهار فصـل من بهار بود حیف
باد پائیزی بهارم را گرفت
اعتباری داشتم در پیش عشق؛ !
با نگاهی اعتبارم را گرفت
عشق یا چیزی شبیه عشق بود
آمد و دار و ندَارم را گرفت .!
........24........
رایحه ی خندهایت را بریز روی پیراهنم
پروانه ای از حنجره ات
آرام آرام می شکوفد از پیله اش
و بهار نارنج می دود
در رگ های خاکستر ی ام
........25........
زیاده خواه نیستم !
جاده‌ ی شمال…
یک کلبه ی جنگلی‌…
یک میز کوچکِ چوبی با دو تا صندلی…
کمی‌ هیزم…
کمی‌ آتش…
مه‌ِ جنگلی‌…
کمی‌ تاریکی ِ محض…
کمی‌ مهتاب…
و بوی یـار.. و بوی یـار… و بوی یـار …!
تـو باشی
مـن باشم
و …هــیچ !
دنــیـا هم ارزانی خودشان …
........26........
وقتی میخندی
عشق کوچیکترین اتفاقی است که می افتد
........27........
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن، مرا کم است
اکسیر من! نه اینکه مرا شعر تازه نیست
من از تو می‌نویسم و این کیمیا کم است
........28........
و چه زیباست
دیدن آسمان شهر
چشمانت به
وقت لبخند .
لبخند که میزنی
ستاره چین این
شهرم
........29........
زیاده خواه نیستم !
جاده‌ ی شمال...
یک کلبه ی جنگلی‌...
یک میز کوچکِ چوبی با دو تا صندلی...
کمی‌ هیزم...
کمی‌ آتش...
مه‌ِ جنگلی‌...
کمی‌ تاریکی ِ محض...
کمی‌ مهتاب...
و بوی یـار.. و بوی یـار... و بوی یـار ...!
تـو باشی
مـن باشم
و ...هــیچ !
دنــیـا هم ارزانی خودشان ...
........30........

  • تاریخ ارسال : 29 / 06 / 1394
  • بازدید : 249 مشاهده
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی