close
تبلیغات در اینترنت
داستان کودکانه: مادر واقعی بچه ببر
درخواست عکس هنرمندان خارجی عکس هنرمندان مرد عکس هنرمندان زن
  • عکسهای ماهچهره خلیلی در اکران خصوصی فیلم اشنوگل

    عکسهای ماهچهره خلیلی در اکران خصوصی فیلم اشنوگل

  • بیتا بیگی در اکران خصوصی فیلم بیدارشو آرزو در موزه سینما

    بیتا بیگی در اکران خصوصی فیلم بیدارشو آرزو در موزه سینما

  • دیبا زاهدی در اکران خصوصی فیلم بیدارشو آرزو در موزه سینما

    دیبا زاهدی در اکران خصوصی فیلم بیدارشو آرزو در موزه سینما

  • عکسهای نازنین بیاتی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

    عکسهای نازنین بیاتی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

  • عکسهای لیندا کیانی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

    عکسهای لیندا کیانی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

  • عکسهای یکتا ناصر و همسرشون منوچهر هادی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

    عکسهای یکتا ناصر و همسرشون منوچهر هادی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

  • عکسهای خاطره حاتمی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

    عکسهای خاطره حاتمی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

  • عکسهای لیلا اوتادی در اکران فیلم آپاندیس

    عکسهای لیلا اوتادی در اکران فیلم آپاندیس

  • عکسهای پوریا پور سرخ در اکران مردمی فیلم خالتور

    عکسهای پوریا پور سرخ در اکران مردمی فیلم خالتور

  • عکسهای متین ستوده در اکران خصوصی فیلم وقتی برگشتم

    عکسهای متین ستوده در اکران خصوصی فیلم وقتی برگشتم

  • عکسهای سمیرا حسینی در اکران خصوصی فیلم وقتی برگشتم

    عکسهای سمیرا حسینی در اکران خصوصی فیلم وقتی برگشتم

  • عکسهای ستاره حسینی در اکران خصوصی فیلم وقتی برگشتم

    عکسهای ستاره حسینی در اکران خصوصی فیلم وقتی برگشتم

  • عکسهای لادن مستوفی در اکران خصوصی فیلم وقتی برگشتم

    عکسهای لادن مستوفی در اکران خصوصی فیلم وقتی برگشتم

  • عکسهای لیلا زارع در اکران خصوصی فیلم غیرمجاز

    عکسهای لیلا زارع در اکران خصوصی فیلم غیرمجاز

  • عکسهای یاسمن معاوی در اکران خصوصی فیلم غیرمجاز

    عکسهای یاسمن معاوی در اکران خصوصی فیلم غیرمجاز

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت

داستان کودکانه: مادر واقعی بچه ببر

کبوتر نامه رسون برای میمون مهربون نامه آورده بود.

اما با تعجب دید که میمون داره از یه بچه ببر نگهداری می کنه. میمون به کبوتر گفت مادر این بچه ببر گم شده . تو می تونی بگردی و مادرش رو پیدا کنی؟

کبوتر قبول کرد و راهی شد. توی راه یه الاغ باربر دید. از الاغ برای پیدا کردن راه جنگل راهنمایی خواست الاغ گفت من نمی دونم ولی شاید جوابتو پدربزرگم  بدونه.

پدربزرگش خیلی پیر بود و هی می گفت چی؟ بلند تر بگو. وقتی ماجرا رو شنید، آدرس جنگل رو به کبوتر داد. 

کبوتر به جنگل رفت. اونجا چند تا شامپانزه دید و ماجرا ی بچه ببر رو به اونا گفت و ازشون کمک خواست. ولی اونا به جای کمک ،حسابی مسخرش کردن.

این یکی خوابید روی زمین و قهقه زد به خنده . هی می گفت یه میمون، مادر یه بچه ببر شده . چقدر خنده داره .

کبوتر، ناامید روی درختی نشست. اونجا لونه یه پرنده زیبا بود. پرنده از کبوتر پذیرایی کرد و بقیه راهو بهش نشون داد. 

کبوتر توی راه یه اسب کنجکاو دید که سرش لای شکاف درخت گیر کرده بود کبوتر کمکش کرد و نجاتش داد. اسب هم اونو تا نزدیک ببرها برد.

کبوتر بعد از یه جستجوی سخت، بلاخره مادر بچه ببرو پیدا کرد اما مادر بچه ببر نزدیک بود کبوتر رو بخوره. کبوتر فورا ماجرا رو بهش گفت.

مادر بچه ببر از کبوتر عذر خواهی کرد و باهاش دوست شد. حالا  به خاطر زحمت های کبوتر ،بچه ببر پیش مادر واقعیش زندگی می کنه.

 

منبع : تبیان

  • تاریخ ارسال : پنج شنبه 21 / 11 / 1395
  • بازدید : 171 مشاهده
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی