close
تبلیغات در اینترنت
دین به عنوان تکنولوژی شادی
درخواست عکس هنرمندان خارجی عکس هنرمندان مرد عکس هنرمندان زن
  • عکس ها و بیوگرافی Pimchanok Luevisadpaibul بازیگر و مدل تایلندی

    عکس ها و بیوگرافی Pimchanok Luevisadpaibul بازیگر و مدل تایلندی

  • عکس ها و بیوگرافی Araya Alberta Hargate آریا آلبرتا هارگیت

    عکس ها و بیوگرافی Araya Alberta Hargate آریا آلبرتا هارگیت

  •  عکسهای ساعد سهیلی و همسرشون گلوریا هاردی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

    عکسهای ساعد سهیلی و همسرشون گلوریا هاردی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

  •  عکسهای هومن سیدی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

    عکسهای هومن سیدی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

  •  عکسهای هدی زین العابدین در اکران خصوصی فیلم پل خواب

    عکسهای هدی زین العابدین در اکران خصوصی فیلم پل خواب

  • عکسهای هستی مهدوی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

    عکسهای هستی مهدوی در اکران خصوصی فیلم پل خواب

  • عکسهای ماهچهره خلیلی در اکران خصوصی فیلم اشنوگل

    عکسهای ماهچهره خلیلی در اکران خصوصی فیلم اشنوگل

  • بیتا بیگی در اکران خصوصی فیلم بیدارشو آرزو در موزه سینما

    بیتا بیگی در اکران خصوصی فیلم بیدارشو آرزو در موزه سینما

  • دیبا زاهدی در اکران خصوصی فیلم بیدارشو آرزو در موزه سینما

    دیبا زاهدی در اکران خصوصی فیلم بیدارشو آرزو در موزه سینما

  • عکسهای نازنین بیاتی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

    عکسهای نازنین بیاتی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

  • عکسهای لیندا کیانی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

    عکسهای لیندا کیانی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

  • عکسهای یکتا ناصر و همسرشون منوچهر هادی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

    عکسهای یکتا ناصر و همسرشون منوچهر هادی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

  • عکسهای خاطره حاتمی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

    عکسهای خاطره حاتمی در اکران خصوصی فیلم آینه بغل

  • عکسهای لیلا اوتادی در اکران فیلم آپاندیس

    عکسهای لیلا اوتادی در اکران فیلم آپاندیس

  • عکسهای پوریا پور سرخ در اکران مردمی فیلم خالتور

    عکسهای پوریا پور سرخ در اکران مردمی فیلم خالتور

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت

دین به عنوان تکنولوژی شادی

شادی بشر پیوسته پروبلماتیک است. شاد بودن ما امر غامضی است و آن قدر دیوار به دیوار با غم است که گاهی شاید دیگر نتوان به او شادی گفت. این در سطح جهانی و ماهوی قضیه است، اما وقتی در آنجا بودن خودمان در این موقعیت و در این سرزمین را می نگریم، شادبودن به مراتب مشکل تر شده است. با این محنت ها که در سطح اجتماعی و در عملکرد رسمی و دولتی دین داریم، شادبودن برای ما و برای جامعه ما سخت است.

دین به عنوان تکنولوژی شادی


برمبنای شاخص جهانی شادی (WHI) که براساس ویژگی هایی چون حمایت اجتماعی، رفاه، امید به زندگی، آزادی انتخاب، احساس کم فساد، احساس بخشش و خیرخواهی و مواردی از این دست است. ایران در سال 2014 و 2015 در میان 156 کشور در رتبه 115 قرار دارد. آمارهای ارائه شده از طرف نهادهای مختلف بین المللی، حکایت از مشکلات شادبودن در ایران دارند و در تجربه روزمره نیز این را تا حدی احساس می کنیم.

این در حالی است که امروزه در دنیا از سرانه تولید ناخالص شادی (GNH) فراتر از سرانه تولید ناخالص ملی (GNP) بحث می شود. سرانه تولید ناخالص شادی ابعاد مختلفی دارد مانند قدرت خرید، فقدان شکاف های اجتماعی، ثبات و دموکراسی، حقوق و آزادی های فردی، فقدان تبعیض، مصونیت در برابر آسیب ها، سلامت" target="_blank">سلامت، ساختار کسب و کار و پایداری محیط زیست.

در جوامع دیگر کمبود شادی را از سطح یک مشکل فراتر می برند و مسئله ای می کنند و روی آن کار می کنند و راه حلی به دست می آورند و مشکل را رفع می کنند. اما برای ما در نهایت فقط در حد یک مشکل باقی می ماند و حتی به مسئله ای علمی تبدیل نمی شود.

در عین حال با وجود پیشرفت هایی برای شاد زیستن در جوامع توسعه یافته، ابهام در باب شادی در سطح هستی شناسی و معرف شناسی سر جای خود هست و این معضل از قدیم و ندیم با بشر بود. یک رئالیسم نجیبانه به ما می گوید که زندگی معنایی تراژیک دارد. غم، بخشی جدی از ما و عالم ماست. فکر «رواقی» واکنشی به این ابهامات بود و براساس آن، این جهان اصولا جای خوشی نیست. ساخت جهان با شادی مغایرت دارد. اگر هم خوشی ظاهری هست هماغوش غم و بلکه منشا غم است. پس چه بهتر که ما قطع طمع از شادی بکنیم و از اصرار بیهوده به داشتن شادی دست بشوییم تا به وحدت و رضایت درونی و آرامش پایداری برسیم. هگل در «پدیدارشناسی روح» فکر رواقی را از نخستین کوشش های بشر برای رهایی از وسوسه شادی دانسته است.

دین به عنوان تکنولوژی شادی


اما فکر رواقی نتوانست منطقی برای زیست عمومی باشد. مردم می خواهند شادی های عالم را تا حد امکان تجربه کنند، هر چند همراه با رنجش  هایش،. ارسطو کوشید تعریفی عقلانی از شادی بدهد و گفت انسان همه مطلوبیت ها مثل سلامت" target="_blank">سلامتی، افتخار و قدرت را برای شادی می خواهد و خود شادی را نیز برای شادی. ارسطو شادمانی را فعالیت نَفس در مطابقت با خردمندی دانست و شادی را کاملا تجربه گرایانه و طبیعت گرایانه توصیف کرد. به نظر او انسان شادی را لازم دارد، اما شادی پایدار آن است که معقول و همراه با تامل (رفلکتیو) باشد و نه عکس العملی (رفلکسیو). سلیگمن پنج مولفه شادی را عواطف مثبت از خود ابراز داشتن، مواجهه مثبت با امور، ارتباط مثبت با آدم ها و اشیا، معنای مثبت دادن به تجربه ها و عمل مثبت می داند.

در جامعه کنونی شاهد نگاهی اثبات گرایانه و رفتاری به شادی هستیم. شادی به پاسخی رفتاری و شرطی شده به محرک های رضایت بخش بیرونی تقلیل داده می شود. به آن شادی که به طور خلاق و درون جوش از خود انسان می تراود کمتر توجه می شود. منابع و شرایط تولید شادی در بیرون هرچند لازم اند ولی حرف آخر را جهان درونی ما به زندگی است. خندیدن ما به زندگی است. مباحث هرمنوتیک شادی، پدیدارشناسی شادی و اگزیستانسیالیسم شادی کمتر محل توجه است. وقتی هم موضوع دین و شادی پیش می آید، معمولا به نوعی بحث می شود که همان ژانر «دین و  آنچه خوبان همه دارند» را تداعی می کند. گویا قرار است از این دین همه چیز دربیاید مثلا دین و علم، دین و عقل، دین و اخلاق، دین و حقوق بشر، دین و حقوق زنان، دین و نظام بانکی و الان هم دین و شادی. حتی اگر شده از عزاداری نیز یک شادی در می آوریم.

از سوی دیگر معمولا از دین نیز ذات باورانه سخن می رود. دین تبدیل به یک اصل، یک ذات و زیرایستا شده است و به یک اسم بدل شده است. مرتب از یک دین به معنای کلی حرف می زنیم و می گوییم دین چنین است و چنان است و آنچه خوبان همه دارد او تنها دارد. اما معلوم نیست کدام دین؟ به تعبیر ویلیام جیمز انواع دین داری ها داریم یا به تعبیر سنت های خودمان الطرق الی الله بعدد انفس الخلائق (برخی گفته اند بعدد انفاس الخلایق!). برخی دین باوری ها و دین داری ها شادی زا و برخی شادی زدا هستند و سطوح این شادی نیز مختلف است. مثلا دین داری به صورت احساس گناه بیمارگونه وسواس آلود، تمام شور و سرزندگی و عزت نفس را پایمال می کند و شادمانگی را از بین می برد. دین مدنی و آزادانه می تواند اسباب شادی باشد، اما دین دولتی و اجباری؛ نه.

دین به عنوان تکنولوژی شادی


نکته دیگر عسرت و غمبازی تاریخی ما است. در تاریخ ایران مسائلی مثل تاریخ پرحادثه، موقعیت ژئوپلیتیک، کمبود آب، دولت آب سالار، افسانه دولت و استبداد تاریخی پدید آمده اند و امنیت همواره در تهدید بوده است و این موجب غمباری تاریخی ما شده است. تا جایی که به تعبیر حافظ، غم، لشگری است. این نشان دهنده تاریخ است که شادی در آن کم است و باید حرست شادی را بخوریم.

امر دینی هم به نوبه خود در جامعه ما وضعیت خاصی دارد. یعنی اولا در تاریخیت ما دین، خدامدار بوده است به جای اینکه اومانیستی باشد. ثانیا دین تاریخی ما معطوف به نهاد بود، به جای آن که معطوف به کُنه باشد. وقتی این تاریخیت خاص دینی را با آن عسرت تاریخی یک جا محل تامل قرار می دهیم، متوجه می شویم که شاید در سپهر دینی ما تا چه حدی محل سوال است. سنت نقلی و حدیث و اخباریگری و سپس سنت فقهی که کنترل بدن هاست و کلام که کنترل عقاید است، همه کوشیده اند رنج ها و شادی ها را به مناسبات انسان به خدایی در آسمان یا رویدادی در بعد از مرگ یا آینده به نام آخرت معطوف کنند. اما بعدها مفسران و حکیمان و عارفان و شاعران کوشیدند سنت های معرفتی و زبانی ما را بسط بدهند و قدری برای انسان مجال تفسیر، مجال تجربه و مجال فهمیدن ایجاد بکنند و دین داری شادمانه و مسرت آمیزی را برای مخاطبان خود فراهم بیاورند و یا غم ها را عمق و استعلا ببخشند.

ابن سینا در نمط عارفان کتاب اشارات می گوید «العارف هش بشّ بسّامو هو فرحان بالحق و بکل شی فانه یری فیه الحق» عارف سرشار و بشاش و شادمان است، به حقیقت، فرحناک است و در هر حال نوعی ابتهاج دارد. خیام می گوید «مائیم که اصل شادی و غمیم». فروغ می گوید پرواز را به خاطر بسپار. اخوان می گوید خالی هر لحظه را سرشار باید کرد از هستی. مولانا می گوید عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش، و خون ما بر غم حرام است...

این ها همه شادی های اصیلی است که انسان از خود می تراود. متاسفانه امروزه روز که بحث شاید در یک جامعه غم زده مد شده است، آنچه بیشتر به آن احساس نیاز می شود، تکنولوژی های شادی است. گاهی دین را هم این بار به عنوان یک تکنولوژی شادی درنظر می گیرند. حتی در بازار مکاره مداحی نیز متاع شادی می بینید. به نظر من این مسیر درستی نیست که ما می رویم. کاشکی به جای دین شادی بخش، پروژه انسان شادمان را دنبال کنیم.

مسئله، مسئله انسان شادمان و اجتماع شاد است. انسان است که باید شاد باشد و خلاقیت های شادمانی داشته باشد و با آن ها بتواند شادی را در جامعه بسط دهد. حتی باید بتواند غم های خودش را استعلا ببخشد و غمخواری های اصیل تجربه بکند. اگر انسان شادمان باشد، دین داری او هم شادمان است. جامعه شاد حوزه عمومی پرنشاط و سرزنده ای دارد و دینی دارد که تصنعی نیست و آزادمنشانه و محترمانه و متعلق به خود اجتماع و عرصه مدنی است و در نتیجه نجیبانه و شادمانه است. هم شادی و هم دین داری حاصل درک ما و عمل ماست.

درست است که برای شادی منابعی در بیرون هست اما در نهایت تصمیم شادی با خود ماست. همه چیز در پشت دیوار هستی بی قرار ما منتظر تصمیم ماست. شادمانی انسان چیزی است که از خود انسان می تراود و بر خود او می چکد. شادان کسی است که جلیس و انیس خویشتن است. مسرت های عمیق ما موکول به نگاه و عمل اجتماعی ماست و موهوب کردار و کنش انسانی اوست. درواقع شادی یک حالت ذهنی (State of Mind) و امری اگزیستانس و پاسخی به بودن است و تصمیم انسانی است.

چه خوب می شد که به این انسانیت برمی گشتیم. جهان طرح ناتمامی است که با نگاه انسان تمام می شود، جهان سرشار از شر و ابهام است و چشم به ما دوخته است که آن را تفسیر کنیم و تغییر دهیم و معنا ببخشیم. همه چیز متنی است که گرسنه معانی ماست. نگاه ما بخشی از جهانی است که درباره اش سخن می گوییم. اگر این گزاره های من درست باشد، درمی یابیم که ما و نگاه ما هم بخشی از مسئله دین و هم بخشی از مسئله شادی است. در ایران درست آنگاه که دست به کار غم زدایی و شستن غم ها و رنج ها و محنت های پیرامون خویش می شویم، درست در آن زمان لحظه شادی ما آغاز می شود. همان طور که نشاط ما وقتی آغاز می شود که دوروبر خود را مرتب و تمیز می کنیم؛ «فنگ شوی».

 

ماهنامه ایران فردا - مقصود فراستخواه

برچسب ها
  • تاریخ ارسال : جمعه 22 / 05 / 1395
  • بازدید : 168 مشاهده
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی